الفيض الكاشاني

347

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

مكتوب 102 بسم اللَّه الرّحمن الرّحيم مِن عبداللَّه قطب بن محيي إِلى حبيب قلبي الأمير محبّ الملّة و الدّين الشيخ محمّد جعله اللَّه من المستبصرين . پيداىِ ناپيدا امّا بعد ؛ شواهدِ ملكوت عيان است ، امّا چون خداى عزّوجلّ حجاب عزّت فروگذارد عيان ها نهان گردد . و رسوم جهان ناپيدا است ، امّا چون دست قدرت نقش امتحان بر آب زند ناپيداها پيدا شود . پاكا خداوندى كه شواهد ملكوت با پيدايى آن پنهان داشته ، پنهانى چنان كه صد و بيست و چهار هزار راهنماى نبوّت نتوانستند كه مردمان را با سر آن اندازند الّا مَنْ شاءَاللَّه . و رسوم جهان با ناپيدايى آن پيدا ساخته ، پيدايى چنان كه صد و بيست و چهار هزار راهنماى نبوّت نتوانستند كه مردمان را از آن بگردانند الّا مَنْ شاءَاللَّه . به پا كى آن خداى كه اين اثرى است از عجايب قدرت او كه هرچند ديده مىمالم و ديده فرو مىگيريم كه اين ببينيم و آن نبينيم ؛ در حيرتم كه مردمان چگونه اين نقش باژگونه مىخوانند ، ناديدنى مىبينند و ديدنى نمىبينند ، گذاشتى مىگيرند و گرفتنى مىگذارند . چگونه كسى سُها « 1 » بيند و در آن سهو نكند و در آفتاب عالمتاب او را شك و ارتياب افتد . با خود تعجب مىكنم كه اكثر خلايق خُفّاش صفتانند . خفّاش ،

--> ( 1 ) . سُها : ستاره‌اى بسيار ريز در صورت فلكى دبّ اكبر .